السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

962

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

گويم : بخارى بر او اعتماد نمىكند آن‌گونه كه بر مالك و ابن‌عيينه و هم‌رديفان آنان مىكند و حديث‌هايى از او نقل كرده كه بيشتر آن‌ها در متابعات « 1 » و برخى در رقائق « 2 » است . » « 3 » و از شگفتىهاست كه : بخارى اين روايت مسند به ابوسعيد خدرى را با اين تحريف مىآورد ، منظورم عوض كردن لفظ « خوخة » با لفظ « باب » در كتاب « الصلاة » ، باب الخوخة و الممّر فى المسجد است كه اين متن عبارت اوست : « ما را حديث كرد محمّدبن‌سنان كه گفت : ما را حديث كرد فليح ، از ابوالنضر ، از عبيدبن‌حنين ، از بسربن‌سعيد ، از ابوسعيد خدرى كه گفت : پيامبر سخنرانى كرد و فرمود : خداوند سبحان مخيّر كرد بنده‌اى را . . . » « 4 » و اين سند نيز قدح شده است : چون شامل « فليح‌بن‌سليمان » است ، كه او را شناختيد ، و چون ظاهرش روايت : « عبيدبن‌حنين » از « بسربن‌سعيد » است كه اين اشتباه واضحى است و از اين رو اولياى بخارى براى اصلاح آن از راه‌هاى مختلفى به پا خواسته‌اند و شايسته‌تر آن بود كه به ناتوانى خود به اصلاح آن اعتراف كنند . ابن‌حجر در مقدمه‌ى « فتح‌البارى » در سخنى درباره‌ى حديث‌هايى كه حافظان درباره‌ى آن‌ها بر بخارى اعتراض كرده‌اند ، گويد : « حديث چهارم : بخارى در باب « الخوخة و الممّر فى المسجد » گفت : ما را حديث كرد محمّدبن‌سنان . . . » دارقطنى گفت : اين سياق غير محفوظ است و درباره‌ى آن اختلاف شده در مورد فليح پس محمّدبن‌سنان آن را چنين روايت كرد و معافىبن‌سليمان حرانى از او پيروى كرد و سعيدبن‌منصور ، و يونس‌بن‌محمّد مؤدّب و ابوداوود طيالسى آن را از فليح از ابوالنضر ، از عبيدبن‌حنين و بسربن‌سعيد و همگى از ابوسعيد روايت كردند . گويم : مسلم آن را از سعيد ، و ابوبكربن‌ابوشيبة ، از يونس ، و ابن‌حبّان در

--> ( 1 ) . متابعه ميان دو حديث يعنى دو حديثى كه موافق يكديگرند و توسّط دو راوى نقل شده‌اند . ( ويراستار ) ( 2 ) . رقائق مجموعه احاديثى است كه در سلوك و وعظ وارد شده است . ( ويراستار ) ( 3 ) . مقدمة فتح البارى / 435 . ( 4 ) . صحيح بخارى كتاب الصلاة 1 / 260 .